به بهانه پانزدهمین سالگرد شهادت مولانا عبدالملک ملازاده

ملت عزیز و شهیدپرور! پدران و مادران! برادران و خواهران مسلمان! سلام و درودی دگر بار با رنگ خون و لاله و آزادی بر همة شما باد.  چه کسانی که مستقیما فرزندی فدا کرده اید و چه فرزندان عموم ملت در راه دفاع از حق و عدالت و آزادی را فرزندان خود می دانید.

از 84 خورشیدی، پانزدهم اسفندماه هر سال یاد آور به خون غلطیدن مولوی عبدالملک ملازاده به دست جنایت کاران خائن و ستمگر حاکم بر کشور است که او را در دیار هجرت هم امان ندادند و تحمل نکردند و کینه و دشمنی خود را با گلوله بر بدن پاک او و یار و دوست  عزیزش مولوی عبدالناصر جمشیدزهی خالی کردند.

عبدالملک را از آغاز دهه هفتاد از دور شناختم هنگامی که به مناسب افتتاح حوزه علمیه صالح آباد با مولانا شهداد مسکانزهی و مولانا نظرمحمد دیدگاه و عده‌ای دیگر از علمای بلوچستان برای شرکت در آن محفل تاریخی به خراسان آمده بودند. من تازه لباس طلبگی پوشیده بودم و جز سخنان حماسی مولانا نظرمحمد دیدگاه و سروصدای دهقان خائن مطالب چندانی از آن محفل تاریخی به خاطر ندارم. اما گویا کلاه قره‌قولی مولوی عبدالملک از همان سال در ذهنم نقش بسته بود. و همیشه که نام ایشان را در ذهنم عبور می‌کنم همان قیافه با همان کلاه در جلو چشمانم مجسم می‌گردد.

از آن پس شش هفت سال بعد که شرایط کاری تقاضا می‌کرد برای سرپرستی کار دعوت و مبارزه دینی و فرهنگی به دنبال شخصیتی قاطع و نافذ از میان علمای اهل سنت باشیم ایشان یکی از سه نفری بود که قرار شد برای هجرت ایشان زمینه سازی شود.

سال  شصت ‌وهشت که با مفقود اهل سنت جناب مولانا حبیب الله حسین بر به ایران سفرکردیم  چند شبی  در زاهدان مزاحم جناب مولانا عبدالملک بودیم, اولین باری بود که از نزدیک با ایشان آشنا می‌شدم درد دین و روحیه عالی اجتماعی و تماس‌های گسترده با اقصی نقاط مناطق اهل سنت و… از بارزترین صفات این عالم دردمند بود.

ایشان با توجه به موقعیت اجتماعی که داشت «فرزند ارشد مولانا عبدالعزیز رحمه الله» سخن وکلام  ایشان چه در خطبه‌های مسجد مکی چه در جمع جوانان و چه در روابط فردی مختلف از اهمیت ویژه‌ای برخور‌دار بود.

تحصیل در پاکستان ودانشگاه اسلامی  مدینه منوره علاوه بر درد و احساس و جهان بینی عمیق و آشنایی با مسائل مختلف جهان اسلام؛ دانش دینی و بینش سیاسی و اجتماعی ایشان را خوب پخته بود, بگونه‌ای که شنوندة سخنان ایشان خود را در برابر شخصیتی می‌دید که با وجود سادگی و بی‌تکلفی سخنان ایشان از عمق علمی و پختگی محتوای عالی برخورد‌دار بود.

یکی دیگر از بارزترین صفات مولوی عبدالملک شجاعت استثنایی ایشان بود.  بخصوص در سال‌های اخیر پیش از هجرت سخنرانی‌های‌ ایشان از نماز جمعه برای همگان حیرت آور و تحسین برانگیز بود, با توجه به موقعیت اجتماع که ایشان داشت هجرت به خارج آنهم به کشوری مثل پاکستان که از هرلحاظ برای زندگی خسته کننده ‌بود واقعا یک ریسک پر معنی به شمار می‌رفت.

اینکه چه اسباب و انگیزه‌های دیگری ایشان را مجبور کرد به این ریسک تن بدهد از عهدة این مقاله خارج است امیدوارم دوستان نزدیک به ایشان جزئیات لازم را بنویسند اما قدر مسلم این است که به همه احساس نیازی که به حضور ایشان و امثال ایشان در آن شرایط سخت و تاریخی در داخل و خارج احساس می‌شد قبول این وضیعت قطعا ریشة های عمیقی داشت.

به عبارت ساده تر تحمل ایشان برای نظام دشوار شده بود, روحیه تشکیلاتی ایشان از تأسیس اتحاد المسلمین گرفته تا نقش موثر ایشان در شورای مرکزی سنت به رهبری مرحوم علامه مفتی زاده و سایر تحرکات و سخنرانی های دینی و سیاسی و انتقادی ایشان در سالهای اخیر قبل از هجرت و فعالیت‌های اجتماعی مختلف از ایشان چهره‌ای ساخته بود که مسئولان عقده‌ای استان  و به تبع مرکز تاب تحمل ایشان را نداشتند.

به هر حال ایشان مهاجر شد و در همان اولین روزهای هجرت با عده‌ای از دوستان خدمت ایشان رسیدیم و طبق وعده از ایشان خواستیم که سر پرستی کارها را به عهده بگیرد, اما متأسفانه افراد فرصت طلبی که (منسوب به بعضی گروههای اسلامی کشورهای همسایه) قصد سوء استفاده سیاسی از قضیه اهل سنت را داشتند نگذاشتند ایشان آنگونه که مصحلت اهل سنت و نظر خود ایشان هم بود عمل کند.

لذا تلاش کردند با دخالت های بیجا و کدخدامنشی های بی مورد برنامه‌ای را که تدارک دیده بودند تحقق ببخشند اما خوشبختانه ایشان با زیرکی و درایتی که داشت زود متوجه گراید و زیاد دنبال برنامه آنها نرفت و کارها و برنامه‌ها فرهنگی خود را روی دست گرفت و شروع به فعالیت کرد.

تأسیس مرکز اسلامی یکی از کارهای جالب ایشان بود. که چنانکه در جای دیگری نوشتم در مقر موقت آن مرکز یعنی مدرسه علوم شرعیه هجرت آباد که من آنجا مدرس بودم با همکاری و هماهنگی سیمناری برگذار کردیم که این بندة  ناچیز نیز مضاف بر اداره سیمینار، در کنار مفقود اهل سنت مولوی حبیب الله حسین بر و مولوی عبدالملک ملازاده در آن سیمینار دو ماهه افتخار تدریس داشتم شرکت کنندگان این سیمنار غالبا طلبه‌های ایرانی «فارغ التحصیلان حوزه‌های علمیه پاکستان» بودند که الحمدلله همه از نتایج آن خوشحال بودند.

چاپ و نشر تعدادی کتاب و جزوه از دیگر کارهای مرکز اسلامی به ابتکار و سرپرستی مرحوم مولوی عبدالملک بود. علاوه بر آن تحرکات و ملاقات‌های مختلف ایشان در کشورهای خلیج و بیدارکردن مردم آن دیار بخشی دیگری از کارهای مرکز بود.

اما گویا دشمنان اهل سنت وجود مولوی عبدالملک را نمی‌توانستند تحمل کنند حتی در دیار هجرت تحمل یک عالم مهاجر اهل سنت برایشان دشوار بود.

لذا با اجیر کردن عده‌ای سنگ دل به ظاهر انسان (که از آمران و اربابانشان درنده تر و خونخوارتر بودند) ماشین ایشان را در روز روشن  در وسط شهر کراچی پاکستان به رگبار بستند و بدین ترتیب عقده‌ای دیگر از عقده‌های سیاه و متراکم خویش را ترکاندند تا شاید آرام بگیرند, و با ارتکاب این جنایت زمنیه ظهور امام زمان شان را بیش از پیش هموار نمایند! غافل از اینکه همین فردای قیامت که به عقیده ما مسلمانان اهل سنت نزدیک نزدیک است  مولوی عبدالملک و مولوی عبدالناصر وسایر شهد‌ای اهل سنت و خانواده و فرزندان آنان یقة جنایت کاران و قاتلان را خواهند گرفت ودر پیشگاه دادگاه عدل الهی خواهان قصاص و اقامة عدل خواهند گردید و آنروز ستمگران و قاتلان اعم از عاملان و آمران هیچ یار و مددگاری نخواهند داشت.

خدایا! قربانی تمام کسانی را که در راه تو و نصرت دین تو گام برداشته و در این راه جان و مال و آبروی خود را قربان کرده اند را به بارگاه خود بپذیر و آنان را جزو مجاهدان راستین و شهدای فی سبیل الله  قبول کن و خون رنگین شهداء  را در راه آبیاری درخت اسلام بپذیر.

خدایا! به همسران و فرزندان و بازماندگان آنان اجر و پاداش مضاعف و صبر و استقامت و توفیق پیروی از راه حق آنان را عنایت بفرما.

خدایا! کسانی که با دروغ  و تهمت  و افتراء باعث آبروریزی مسلمانان بویژه کسانی که در راه دین تو خدمت می‌کنند گردیده یا می‌گردند آبرویشان را بریز.

خدایا! اسرار نهانشان را آشکار کن و هر طوری که خودت صلاح می دانی برای خنک کردن چشم بندگان مؤمن و خدمت گذارنی که هدفی جز رضایت و خوشنودی تو ندارند, از این دروغگویان و هتاکان و کینه ورزان مقدس مآب و فخرفروش انتقام بگیر.

و خدایا! جان و مال و فرزندان و آبروی همة مومنان و مجاهدان و خادمان دینت را در هرجایی و در هر لباسی که هستند مصون و محفوظ بدار.

Advertisements
نوشته شده در مناسبتها. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • مجموعه تالیفات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات استاد

    مجموعه کتب ترجمه شده توسط استاد در یک فایل

    مجموعه ترجمه های استاد

    مجموعه مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه مقالات استاد

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: