گذارشی مستند از غزوه ایمانی بدر

بالآخره خداوند خواست که آرزوی دیرینة من محقق شود، با اینکه به لطف و توفیق خداوند بیش از یک و نیم دهه است که به عنوان یک کارشناس سیرت و آثار و تاریخ اسلامی در مدینة منوره افتخار خدمت و راهنمایی صدها زائر مدینة منوره بویژه علماء و روشنفکران و نخبگان را داشته‌ام، یازده سال پیش فیلم مستند «مدینة منوره و تاریخ تمدن آن» را به فارسی ترجمه کردم و چند اثر مکتوب نیز ترجمه نمودم. اما گویا چنانکه قرآن کریم می‌فرماید:

﴿وَمَا تَشَاءُونَ إِلاَّ أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ﴾. [التکویر: 29].

«و شما نمی‌خواهید مگر اینکه پروردگار جهانیان بخواهد».

یعنی خواست و ارادة شما بدون خواست و رضا و اراده خداوند هرگز محقق نمی‌شود با اینکه همواره این آرزو وجود داشته که محل وقوع غزوة بدر، یوم الفرقان را از نزدیک ببینم اما قسمت و تقدیر نبود تا اینکه سرانجام خداوند لطف نمود و امروز پنجشنبه 14 بهمن ماه 88 مصادف با 20 صفر 1431هـ.ق، فرصتی فراهم نمود که با جمعی از دوستان دانشگاهی و فرهنگی عازم شهر بدر گردیم. خوشبختانه خبرنگار سنی نیوز نیز با ما همراه بود و زحمت عکسبرداری را ایشان کشید.

شهر بدر در 147 کیلومتری مدینة منوره، و حدودا  در 60 کیلومتری ساحل دریای سرخ قرار دارد. به گفتة استاد محمد بدری راهنما و میزبان محترم ما در شهر بدر که مسئول بخش ارشاد در آن شهر است، علت نامگذاری بدر به این اسم این است که قبل از ظهور اسلام شخصی از قریش در این منطقه که مسیر کاروان‌های تجارتی شام و حجاز بوده چاهی حفر می‌کند تا کاروانها از آب آن استفاده کنند، بهمین دلیل اسم این بازار موسمی و محل تجمع و تفاخر و مشاعره و داد و ستد بازرگانان در تاریخ «بدر» مشهور می‌شود.

در سال دوم هجری اولین و بزرگترین غزوهء سرنوشت‌ ساز در تاریخ اسلام بین دو جبهه، اسلام و کفر بوقوع پیوست. و در نتیجه پیامبر گرامی و گروه اندک مؤمنان که فقط دو سال پیش مجبور شده بودند به حکم خداوند متعال خانه و کاشانه خود را رها کنند و راه هجرت به مدینة منوره را در پیش بگیرند، در این یوم الفرقان توانستند با توکل بر خداوند متعال، برتری ایمان و صداقت را بر کفر و جهالت نشان دهند، و ثابت کنند که پیروزی و رستگاری دائمی و ابدی فقط از آنِ یکتاپرستان است، و شرک و جهل و ضلالت و گمراهی هرگز توان ایستادگی در برابر ایمان و توحید و صداقت و هدایت را ندارد.

شکی نیست یکی از مهمترین و جالب‌ترین بخش‌های اسلام و مؤثرترین درسهای تربیتی داستان‌های سیرت پاک پیامبر گرامی مان حضرت محمد مصطفی – صلی الله علیه وآله وسلم- است, قرآن کریم را خداوند متعال احسن القصص خوانده که در پرتو خواندن و مطالعه آن درس‌های ایمانی و تربیتی و تاریخی ارزشمند و شگفت‌انگیزی وجود دارد. پس از قرآن کریم سیرت گرامی نبی مکرم اسلام – صلی الله علیه وآله وسلم- واقعا که احسن القصص است, و در خواندن و مطالعة آن درس‌های ایمانی و تربیتی و تاریخی ارزشمند و شگفت‌انگیزی وجود دارد.

اگر با دیدی واقع بینانه و بدور از آلوده کردن این درس‌های ایمانی به خرافات و مزخرفات، اماکن وقوع جریانات سیرت پر نور پیامبر گرامی و آن بخش از تاریخ اسلام که همزمان با نزول وحی بوده از نزدیک و بالمشافه به ویژه توسط علماء و روشنفکران و متخصصان مورد مطالعه میدانی قرار گیرد نه تنها بر ایمان مؤمنان می‌افزاید که در فهم درست و دقیق‌تر حقایق تاریخی کمک شایانی می‌کند, و با اندک دقت و توجهی باعث پند گرفتن و عبرت حاصل کردن بیشتری می گردد.

قبل از اذان ظهر بود که وارد شهر بدر شدیم, از آنجایی که هنوز راهنمای ما که قرار بود همراهی و راهنمای کند به ما ملحق نشده بود. ابتدا اولین علامت و نشانة بارزی که در شهر بدر با آن روبرو شدیم, تابلوی شهدای بدر بود کلا در این غزوۀ سرنوشت ساز چهارده نفر, 6 مهاجر و 8 انصار رضی الله عنهم اجمعین به افتخار بزرگ شهادت نایل آمده ‌اند.

در آن میان نام عمیر بن ابی وقاص رضی الله عنه نیز به چشم می‌خورد او ‌که برادر سعد بن ابی وقاص از عشره مبشره رضی الله عنهم بود (تنها کسی‌که در غزوه احد پیامبر گرامی – صلی الله علیه وآله وسلم- به ایشان فرمود: ارم فداک أبی وأمی، تیر بینداز که پدر و مادرم فدایت باد) هنگام حرکت لشکر ایمان از مدینه به دلیل سن کمش پیامبر صلی الله علیه وآله سلم می‌خواستند او را برگردانند اما گریه کرد و اصرار نمود و سر انجام اجازه و فرصت یافت به کاروان شهداء بپیوندند.

در آن تابلو نام عمیر بن حمام نیز به چشم می‌خورد قبل از آغاز جنگ چند دانه خرما در دست داشت و برای سد رمق از آن می‌خورد ناگهان به عشق بهشت جاویدان، خرماها را انداخت و به سوی لشکر کفر شتافت و گفت: تا من این خرماها را بخورم زندگی طولانی‌ای است. آری، آنها بودند که معنی زندگی و مقصد ایمان را درک می‌کردند.

در کنار تابلوی شهداء، تابلوی دیگری بر دیوار کار شده بود که نقشه منطقه و محل وقوع معرکه ایمان و کفر را نشان می‌داد. اما افسوس که این تابلوی ارزشمند بر اثر کهنگی بخش‌هایی از آن فرسوده شده و افتاده بود و قادر نبود که بدرستی ما را راهنمایی کند.

جلوتر رفتیم و به مقبرة شهدای بدر رسیدیم که همین مقبرة عمومی بدر نیز بود، در اینجا یک تابلو راهنما نصب شده بود و نوشته بود مقبرة شهداء بدر «قبرستان شهدای بدر».

اندکی بعد دیوار کوتاهی بود از کنار دیوار قبرستان اندکی پایین‌تر قرار گرفته بود به گونه‌ای که انسان با ایستادن کنار دیوار می‌توانست به شهداء و سایر مردگان سلام بدهد بدون اینکه نیازی باشد کسی وارد قبرستان گردد.

سه تابلو راهنما در پائین دیوار نصب شده بود که به دو زبان عربی و اردو دعای زیارت قبر را آموزش داده و از اعمال خلاف شریعت برحذر می‌داشتند.

پس از سلام بر شهداء و سایر مردگان برای چند لحظه به عالم رؤیا و خیال سفر کردم و با خود فکر کردم که به صرف نظر از نعمت‌های بی‌پایان بهشت جاویدان اگر قرار بود در این جهان برای این اولین قهرمان جان برکف اسلام  که جان عزیز شان را فدای آبیاری درخت نوپای اسلام (و دفاع ار حضرت رسول اکرم – صلی الله علیه وآله وسلم-) نمودند و آنرا از گزند انسان‌های وحشی و درنده‌خوی دین‌ستیز محفوظ داشتند جایزه داده شود چه جایزه‌ای مناسب است؟!.

هر چه باخودم کلنجار رفتم نتوانستم تصمیم بگیرم زیرا که مسلمانان جهان اختیار چنین کاری را به من نداده بودند, گفتم اگر به آن بخش از مسلمانانی که خود را عاشق اسلام ناب و عاشق و پیرو اهل بیت و رسول گرامی – صلی الله علیه وآله وسلم- معرفی می کنند, اجازه داده میشد قطعا یک کاخ مجلل و بارگاه با شکوهی شبیه بارگاه شاه عبدالعظیم و حضرت معصومه و امام رضا بنا می‌کردند که از یک سو منبع درآمدی برای آنان باشد و از سوی دیگر چهرة زیبای اسلام عزیز را با شرک و بدعت و خرافات مسخ کنند!!.

مطمئن هستم و هیچ و شک و شبه‌ای ندارم که اگر حرمین شریفین بخصوص مدینه منوره و شهدای احد و قبرستان بقیع و محل غزوه بدر و غیره در ختیار آنان می‌بود تمام جهان اسلام را برمحور قبر و قبرپرستی شبیه آنچه اکنون در مشهد و قم و شهر ری و نجف و کربلا اتفاق می‌افتد، جمع می‌کردند و بویی از توحید و عقیده صحیح و مغز معنی اسلام باقی نمی‌ماند بگذریم.

اما به نظر من بزرگترین جایزه برای این قهرمانان یکتاپرست و جانباز و شاگردان فداکار رسول الله – صلی الله علیه وآله وسلم- همین است که اکنون در خود مدینه و مرقد مطهر رسول الله – صلی الله علیه وآله وسلم- و بقیع و احد و در اینجا در بدر شاهدش هستیم, که عینا تحقق خواسته و آرزوی رسول الله – صلی الله علیه وآله وسلم- است که فرمودند: «اللهم لا تجعل قبری  وثنا یعبد…»

و سادگی و پاکی از هر گونه مظهر شرک و بدعت و سایر مظاهر خلاف شرع و عقل, پس درود و رحمت خدا بر روان پاک همه پیامبران و شهیدان و صدیقان و صالحان باد, وخدایی را سپاس که نعمت توحید و یکتا پرستی را عنایت فرمود اما یک چیز مرا به شدت رنج می داد و هر چه سعی می کردم خودم را از تصور آن دور کنم او همچمان بر من حمله می کرد! حدس بزنید چه بود؟!

اینکه بعضی مدعیان اسلام و پیروی از اهل بیت پیامبر گرامی صلی الله و علیه و آله و سلم این فرشته صفتان قهرمانی که در چنین شرایط سختی  عاشقانه از رسول الله دفاع کردند و درخت نوپای  اسلام را آبیاری نمودند را منافق و مرتد و کافر و غاصب معرفی می کنند!! و هر صبح و شام به آنان لعن  و نفرین می فرستند!!!.

گفتم خدایا اگر این جان نثاران رسول الله و لشکریان الله که در این میدان بدر و سایر میدانها چون احد و حنین و حدیبیه و خندق و تبوک و یرموک و  غیره دوشادوش فرشتگان در دفاع از اسلام جنگیدند و مورد نوازش و ستایش و خوشنودی الله متعال در قرآن قرار گرفتند اگر اینها مرتد و منافق باشند پس مسلمان کیست؟!

و اگر دشمنان و لعن کنندگان این یاران و جان نثاران رسول الله که تمام محتوای قرآن را عملا منکر هستند و تحریف می کنند پیرو اسلام ناب و محب و دوستدار اهل بیت باشند پس منافق کیست؟! و مصداق واقعی منافق و منافق امروز چه کسانی هستند؟!……..

ناگهان بانگ ملکوتی الله اکبر مرا  از رؤیاها بیدار کرد و اعلان نمود که وقت نماز ظهر است با دوستان به طرف مسجد رفتیم.

این مسجد عریش بود, چقدر معنی داشت کلمه عریش, از 28 سال پیش که برای اولین با به سیرت مطهر پیامبر مکرم – صلی الله علیه وآله وسلم- آشنا می‌شدم کلمه عریش در ذهنم نقش بسته بود و تا امروز آنچه در تصورم حک شده بود یک سایه ‌بان کوچک شبیه آنچه پالیزبانان ما در باغ تری‌ها درست می‌کنند.

آری اینجا محل همان عریشی بود که برای شخصیت بزرگوار نبی مکرم – صلی الله علیه وآله وسلم- درست شده بود تا در آن به دعا و نیایش بپردازند و اولین و بزرگترین جنگ کفر و ایمان را از سایه همین عریش فرماندهی کنند.

پس از نماز ظهر میزبان و راهنمای ما آمد, برخورد صمیمانه و چهره بشاش استاد محمد برای ما که اولین بار ایشان را می‌دیدیم و جز یک نفر با سایر دوستان ناآشنا بود بیانگر صفات ایمانی بود که عربها عموما به آن متصف هستند و منعکس کننده اخلاق خوش اهل ایمان بود که پیامبر گرامی – صلی الله علیه وآله وسلم- فرمودند: «مَنْ كَانَ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَلْيُكْرِمْ ضَيْفَهُ» و «تَبَسُّمُكَ فِي وَجْهِ أَخِيكَ صَدَقَةٌ».

استاد محمد ما را به سمت چپ مسجد عریش برد دیدیم مسجد عریش مشرف بر منطقه جنگ است و دقیقا محراب مسجد عریش که تقریبا در محل عریش پیامبر گرامی – صلی الله علیه وآله وسلم- واقع  است مستقیما و با ارتفاعی حدودا 15 متری نسبت به سطح وادی که محل وقوع معرکه تاریخی یوم الفرقان بدر بوده کاملا یک نقطه استراتیژی و مشرف است, در همین‌جایی که ایستاده بودیم استاذ محمد می‌گفت این میدان جنگ بوده و قلیب یا چاه‌های بدر هم که مرده‌های مشرکان در آن انداخته شده  در داخل همین میدان بوده, که دقیقا تشخیص کل آن دشوار است.

علت دفن نکردن و انداختن مرده‌های مشرکان به نوشته محقق بزرگوار علامه شبلی نعمانی و شاگرد گرامی‌اش سید سلیمان ندوی این بود, که تعداد آنان زیاد بوده است فقط یک نفر شان که غالبا امیه ابن خلف بود چونکه ورم کرده و بو گرفته بود او را دفن کردند.

اما شهدا را از سطح وادی بیرون برده و در جنوب غرب عریش در  منطقه‌ای مرتفع حدود 15 تا 20 متر از سطح وادی دفن نمودند. عدوة القصوی یا کنارة دور که لشکر مشرکین ابتداء پیاده شده بود پشت تپه کوه‌هایی بعد از مقبرة شهدا در جنوب غرب عریش تقریبا حدود هزار متر دور‌تر از میدان جنگ واقع است و عدوة الدنیا یا کنارة نزدیک در سمت راست عریش یعنی در شرق واقع است, تقریبا این خلاصة شرحی بود که استاد محمد برای ما ارائه کرد.

قرار شد که میدان معرکه را از زوایای دیگری نیز ببینیم اما فعلا میسر نشد و ماند برای سفر بعدی انشاءالله زیرا با توجه به پرسش‌ها و کنجکاوی‌های ما مشخص شد راهنمای ما تخصصی در این زمینه ندارد و آنچه نقل می‌کند فقط شنیده هاست, استاد تاریخی که محقق و نویسنده در این موضوع بود قرار شد برای رهنمای ما بیاید اما گویا آمدن ایشان هم میسر نشد.

سپس قسمتی از شهر قدیمی و بازار قدیمی بدر را دیدیم که به روایت استاد محمد از بزرگسالان شهر حدود 120 سال عمر دارد, اما این فقط یک بازار است و هیچ ارزش تاریخی دیگری متعلق به غزوة بدر ندارد و هر زمان ممکن است برای تکمیل زیبا سازی شهر از بین برود.

هنگامی که در کنار مسجد عریش ایستادیم و میدان معرکه را ملاحظه نمودیم حس و حال عجیبی بر روح و روان پژمرده من طاری گردید و با یک نگاه گذرا به سال دوم هجری و روز هفدهم رمضان المبارک لحظاتی را تصور کردم که سرور دو عالم و افضل موجودات پیامبر گرامیمان صلی الله علیه وآله وسلم در آن لحظات سرنوشت‌ ساز در عریش یعنی در زیر سایه بانی ساده و بی تکلف دست عجز و بندگی به بارگاه خدای ذوالجلال, و الله متعال بلند کرده و با الحاح و زاری و اشک تسلیم کامل در برابر پروردگار بزرگ می‌فرمایند:

ای پروردگار! اگر این گروه اندک را امروز هلاک کنی دیگر هرگز در زمین پرستیده نخواهی شد. خدایا! چه حال و هوایی بوده و اهل ایمان چگونه در سکوت و آرامش مطلق و فقط با ذکر خداوند ناصر و مددگار به سوی او متوجه بودند و دلهای مومنان تنها به نصرت و یاری او بسته بود.

آری در آن لحظات سخت و تاریخی معلم و مربی و فرمانده و پیامبر محبوب و گرامی شان – صلی الله علیه وآله وسلم- دستان مبارک شان را تا حد امکان بلند کرده و التجاء و زاری می کردند این دعا و زاری و التجا به حدی طول کشید و پیامبر رحمت چنان غرق دعا و نیایش و راز و نیاز با معبود یگانه و یکتایشان شده بودند که ردای شان از شانه مبارک شان پایین افتاد.

ابوبکر صدیق یار و صدیق همیشگی ردای حضرت را برداشته و بر شانه شان گذاشته و فرمود: ای رسول خدا! کافی است خداوند دعای شما را اجابت فرمود.

تصور کنید در آن لحظات سرنوشت ‌ساز که در آن سوی لشکر کفر با بیش از هزار مرد جنگی مسلح و حد اقل 100 نیروی چابک‌ سوار و تمام امکانات لازم آماده اند که ظاهرا انتقام خون حضرمی مقتول مشرکشان را بگیرند اما در واقع انتقام از اسلام و پیامبر اسلام و اهل اسلام بود.

و در این سو، فقط 313 نفر فقیر و مستضعف و بی سلاح فقط با دو اسب یعنی حد اقل یک نفر مؤمن گرسنة دست خالی در برابر 3 نفر مشرک تا دندان مسلخ، و این مسلم است که یک اسب سوار در میدان جنگ در برابر ده نفر پیاده کافی است.

تصور کنید که اگر معیار صرفا ساز و برگ مادی بود صد نفر سواره مشرک می‌بایست 313 نفر پیاده را زیر سم اسبهایشان له می‌کردند، یعنی هر چابک سوار فقط در برابر سه نفر مومن دست خالی! 900 نفر دیگر نیروی پیاده اضافه دارند!.

اما جنگ یوم الفرقان مادی و هرگز بر اساس معیارها و امکانات مادی زمینی نبود. جنگ، جنگ ایمان و قوت توکل بر الله یگانه و یکتا با  کفر و دین‌ستیزی بود! از یک سو، کبر و غرور و جهل و اسباب مادی! و از سوی دیگر، ایمان و تواضع و توکل و ذکر خدا و تکیه بر الله متعال و قدرت و قوت ایمان، این کجا و آن کجا؟!

آری، سرانجام دین‌ستیزان و ستمگران و مستکبران از درون خالی و از بیرون پرطمطراق در برابر گروهی فقیر و مهاجر و دست‌تنگ و گرسنه و نیمه ‌برهنه نه تنها شکست خوردند که رسوای تاریخ شدند و تمام سرداران و سران کفر در میدان جنگ کشته شدند و از این هم فراتر ابوجهل به تعبیر پیامبر گرامی – صلی الله علیه وآله وسلم- : فرعون این امت، بدست دو نوجوان کم سن و سال کشته شد، و به قول خودش یک چوپان (عبد الله بن مسعود) سرش را از تن جدا نمود!.

این دین‌ستیزان مغرور و متکبر به این اکتفا نکردند که پیامبر رحمت و عدالت را با جمع اندکی از اهل ایمان از خانه و کاشانه شان مجبور به هجرت کنند بلکه آمدند که در اینجا به گمان خودشان کار را یکسره کنند و برای ابد نام خدا، دین و پیامبر گرامی – صلی الله علیه وآله وسلم- و نام اسلام و ایمان را از تاریخ محو کنند! اما این خواب و خیال کسانی بود که فقط بر اساس اسباب ظاهری و مادی محاسبه می کردند و قدرت قاهر ذات یگانه الله متعال را نادیده می گرفتند.

خلاصۀ غزوه بدر

صبح روز 12 رمضان المبارک سال دوم هجری بود که پیامبر گرامی (صلی الله علیه وآله سلم) با اهل ایمان از مسجد مدینه خارج شدند و عزم رویارویی با لشکر کفر و ستم را نمودند، یک میل (=  1482 متر) که از مدینه بیرون رفتند در محلی بنام بئر سقیا (در منطقهء عنبریه کنونی واقع در داخل ایستگاه قطار مدینه) اتراق نمودند. و آنجا وضو گرفتند و نماز خواندند و نیروها را بررسی نمودند و جوانان کم سن و سال را برگرداندند، و 313 نفر فقط با 2 اسب و هفتاد شتر و تعداد اندکی اسلحه و امکانات ناچیز جنگی عازم بدر شدند. پنج شبانه روز (حدود 80 درصد از این مسافت را پیاده) راه رفتند و سرانجام  شامگاه رمضان المبارک به بدر رسیدند.

شب تمام مؤمنان (به جز پیامبر گرامی – صلی الله علیه وآله وسلم- که مشغول دعا بودند) خوابیدند، صبح پس از ادای نماز برای نبرد با دشمن آماده شدند، مشرکان در کنارهء دور و مؤمنان در کنارهء نزدیک وادی جای گرفتند، بارش باران سبب اطمینان قلبی مؤمنان و محکم شدن زمین گردید، نبرد رو در رو ابتدا بین حمزه و علی و عبیده با سه سردار مشرکین انجام گرفت، و به پیروزی جبهه ایمان انجامید، سپس جنگ عمومی شروع شد…..پیروزی قاطع مومنان،.کشته شدن سران کفر بشمول ابوجهل، و مشارکت فرشتگان از بازترین  حوادث غزوه بدر به شمار می رود.

از بارزترین نتایج غزوۀ بدر ذلت شرک و کفر، سربلندی اسلام، و عزت ایمان و اهل ایمان بود. و پس از این پیروزی بزرگ بود که نفاق و منافق پدید آمد و کافران دیگری توان رویا رویی با مومنان را از دست دادند.

Advertisements
نوشته شده در مناسبتها. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • مجموعه تالیفات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات استاد

    مجموعه کتب ترجمه شده توسط استاد در یک فایل

    مجموعه ترجمه های استاد

    مجموعه مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه مقالات استاد

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: