کفشهای تلویزیون ایران راست شد!

نویسندگی و شاعری گاهی ابعاد پیچیده ای به خود می گیرند، همچنانکه یک وزش نسیم و چهچۀ بلبل و یک رؤیا و تخیل شاعری را به نا کجا آباد می کشاند، همین بهانه ها و امثال اینها می تواند نویسنده ای را نیز به عرصه های پنهان زندگی سوق دهد.

باورم نمی شد که روزی در باره کفش هم مطلب بنویسم و شما هم تصور نمی کردید و هم اکنون هم احتمالا متردد خواهید بود و با دلهره می خوانید که در ذیل این عنوان چه می تواند برای من جالب باشد.

مگر شما قبول ندارید که کفش سلاح مستضفان است! از سلاح سبک و دم دست خواهران بگیرید تا سایرین.

منتصر زیدی کفشش را بر فرق جورج بوش می کوبد و به بخاطر آن زندان می رود خاتمی سر نماز کفشهایش را محکم نگه می دارد! سهراب سپهری کفشهایش را گم می کند و فریاد می زند کفشهایم کو؟! و آیت الله مصباح یزدی پاها و محل کفهای رهبرش را می بوسد! پس نقش کفش را کسی نمی تواند انکار کند چینی ها ضرب المثلی دارند که می گویند: برای یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. و ضرب المثل در بیابان لنگه کفش کهنه نعمت است معروف است.

شعرای فارسی زبانمان که چه فراوان گفته اند از کفش این نعمت بزرگ الهی: سعدی شیرازی می فرماید:

تهى پاى رفتن به از كفش تنگ / بلاى سفر به كه در خانه جنگ

فردوسي شيرين سخن مي فرمايد:

بشد طوس با کاوياني درفش / ز لشکر چهل مرد زرينه کفش

کنون نامداران زرينه کفش / بباشيد با کاوياني درفش

و پروین اعتصامی:

هميشه فرصت ما، صرف شد درين معني / که نرخ جامه‌ي بهمان چه بود و کفش فلان

چو من پروانه‌ام نور خدا را / کجا با خود کشم کفش و قبا را

خوش آن کسي که چو من، سر ز پا نميداند / خوش آن تني که نبردست ، بار کفش و کلاه

و ملك الشعراي بهار:

گر نکردي جامه و کفش و کله سنگين تنم / چون گياه خشک برکندي ز جا صرصر مرا

و مولوي همچنین:

گر يکي کفش از دو تنگ آيد به پا / هر دو جفتش کار نايد مر ترا

اما اصل داستان:

سر سفره نشسته بودم برای رفع خستگی تلویزیون را روشن کردم و نخواسته پای برنامه دو مجری توانا و پرحرف جام جم آقایان محمود شهریاری و مسعود روشن پژوه قرار گرفتم. تا موضوع را دیدم که از کفش صحبت می کنند خواستم رد کنم اما گویا مشغول شدم و بی اختیار با چشم و گوش مشتری زورکی این برنامه شدم.

از کفش دست دوز سخن می رفت کم کم مجلس گرم شد هنرمندان و کفاشان حرفه ای، دوزندگان و تولیدکنندگان و نویسندگان و رئیس اتحادیه کفاشان دست دوز تهران همه جمع شده بودند.

بالآخره فهمیدم که تاریخ کفش در ایران از زمان مادها از بیش از دو هزار سال در ایران قدامت دارد. تنها در تهران 4150 پروانه کسب کفش دست دوز صادر شده و فهمیدم که قیمت یک کفش دست دوز خوب در ایران حدود 70 دلار است در حالی که مشابه همین کفش در اروپا از 250 یورو کمتر نیست این مهم نبود.

و اینکه کفش در سلامتی جسم و روان از مغز سر گرفته تا چشم و اعصاب و مهره های کمر و ستون فقرات و زانوها و غیره. این هم خیلی مهم نبود، اینکه کفش در شخصیت و رفتار و قیافه انسان نیز اثر دارد این هم مهم نبود.

آنچه ناگهان توجه مرا به خود جلب کرد ترزیق سم از سوی مجریان خوش خنده و صفوی مشرب جام جم بود که خیلی منتظر بودم ببینم در این برنامه چگونه قرار است زهر خودشان یا در واقع زهر اربابانشان را وارد کنند چون تجربه نشان داده که مجریان ترزیق کنندگان مستقیم سم قاتل و زهر کشنده در افکار و عقاید هموطنان گرامی و فارسی زبانان عزیز دارند.

بعضی مجری ها در ایام عاشورا آنقدر مسخ می شوند بخصوص احمد زاده آنقدر مسخ و زشت و سیاه می شود و قیافه اش عوض می شود که آدم تعجب می کند واقعا سب و لعن اولیاء و دوستان خدا دشمنی با صحابه و اهل بیت انسان را مسخ میکند مثل همین آیة الله جوادی تبریزی که اخیرا عکسش در سایتها منتشر شد و دیدیم که چگونه مسخ و سیاه شده است.

به هر حال محمود شهریاری گفت یکی از موارد مربوط به کفش این است که بعضی بزرگان که کرامات دارند کفشهایشان جلو پایشان راست می شود مانند..

خدمت ایم مجری خوش خنده و مشتریان گرامی جام جم عرض می شود که کرامات اولیاء و دوستان خداوند حق است و کسی در آن شک ندارد. اما کرامات هرگز در اختیار خود شخص نیست که بتواند هرگاه خواست و هرجور خواست آنرا ظاهر کند.

ولی متأسفانه تاجران دینی و مقدس مآبان ریاکار دین فروش همواره خود را در انظار مریدان شیرده! و خمس پرداز شان چنان ظاهر می کنند که گویا سرتا پای زندگی شان زهد همراه با کرامات است! اما چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند!!.

در همین راستا ملاحظه می شود که در هر قبرستان و گنبد و بارگاه منسوب به امام و امام زاده و اولیاء و دوستان خدا حتی جایی که صدها متر خاکی و پر خار و خاشاک است نیز الزاما باید هرکس از آنجا عبور می کند یا برای سلام دادن وارد محوطه قبرستان می شود باید کفشهایش را در بیاورد!

گویا نعوذ بالله هر گنبد و بارگاهی را حرم مقدس و مسجد و محل نزول وحی قرار داده اند، که انسان ملزم باشد کفشهایش را در بیاورد. جایی که وحی نازل می شد خداوند به حضرت موسی علیه السلام دستور داد (فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى) طه/12 آنجا محل نزول وحی و سخن گفتن خداوند با حضرت موسی بود خداوند برای بیان عظمت ذات خود و کلام خود چنین امری فرمود.

اما امروز در جاهایی که برای غیر خداوند متعال نذر می شود از غیر خداوند سبحانه و تعالی خواسته می شود و احیانا نعوذ بالله به خداوند متعال شرک آورده می شود را اهل بدعت و عاشقان خرافات مقدس قرار داده و به مردم دستور می دهند که کفشهای خود را در بیاورند!!.

در آخر اين دو بيت از امير خسرو دهلوي را خدمت آقاي شهرياي هديه مي كنم:

سزاوار است هر کالا بهر جاي / کله بر فرق زيبد، کفش در پاي

کسي کو از کله خس زير پا روفت / ببايد کفش بر سر محکمش کوفت

والسلام

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • مجموعه تالیفات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات استاد

    مجموعه کتب ترجمه شده توسط استاد در یک فایل

    مجموعه ترجمه های استاد

    مجموعه مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه مقالات استاد

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: