غاصبان حقیقی، انقلاب اسلامی را به مسلخ بردند!

گویا همین دیروز بود که ملت ایران با خشم عاقلانه به خیابانها ریخته بودند و با مشت های گره کرده و حنجره های رسا و تصمیم قاطع بر سلسله شاهنشاهی فاتحه خواندند و به انقلابی نوین و مردمی روی آوردند.

تقریبا برای اکثریت قاطع ملت علل و انگیزه های انقلاب روشن بود استبداد و دیکتاتوری، فساد سیاسی و اخلاق، انحراف دینی و اجتماعی، اقتصاد بیمار، وابستگی ذلت بار به بیگانه، فقدان هرگونه آزادی بیان و قلم و غیره.

اینکه قشری های متحجر و انحصار طلب چگونه شرکای مختلف را از صحنه خارج کردند اعم از شیعه و سنی و چپی و غیره داستانی مفصل دارد.

بویژه اعدام ناجوانمردانه آیت الله آزاده سید کاظم شریعتمداری، ده سال زندان و شکنجه ضد بشری منتهی به شهادت علامه احمد مفتی زاده، خیانت به ابوالحسن بنی صدر، به حاشیه راندن نهضت آزادی بازرگان، خیانت و ستم به آیت الله منتظری، آزار و شکنجه آیت الله های مخالف اسلام سیاسی مانند قمی و کاظمینی بروجردی و غیره از بارزترین مظاهر خیانت سیاسی و اخلاقی بود که بر دفتر نمناک انقلاب غصب شده نقش بست.

و بدینوسیله انقلاب ملت ایران که بیش از صد سال آنرا با خون دل و عرق جبین آبیاری کرده بودند، از همان آغازین روزهای تولدش غصب گردید و به بیراهه رفت و آمال و آرزوهای ملت به خاک مالیده شد.

آری بسیاری از همکاران و معماران حقیقی نظام از همان آغاز اشکالات اساسی را لمس می کردند، و بعضی که همت و شجاعت بیشتری داشتند مانند بنی صدر و بازرگان و منتظری و غیره حقایق را حتی الامکان برملا کردند و هزینه آن را نیز پرداختند.

اما بسیاری دیگرخون دل خوردند و تحمل کردند تا شاید متحجران و انحصار طلبان به خود آیند و روند منحرف انقلاب را متوقف کنند، در این اواخر دیدیم که دولت اصطلاحات هم به جرم صداقت و شفافیت هزینه سنگینی پرداخت.

اما در انتخابات اخیر روشن شد که طراحان استبداد و غاصبان انقلاب نه تنها کودتا کردند و انقلاب را حقیقتا غصب نمودند که اینک در صدد حذف و تصفیه نهایی سران اصلاحات و یاران همیشه در صحنه و معماران حقیقی انقلاب هستند.

شخصیتهایی چون موسوی و کروبی و خاتمی و مجمع روحانیون مبارز مگر نه این است که از مقربین شمرده می شدند، اما امروز نه تنها بیگانه که اجیر و نوکر بیگانگان معرفی می شوند!.

علت نگاشتن این یاد داشت، نامه دردناک دکتر بهشتی بود که خطاب به پدر نوشته بود و اینکه به مناسبت دستگیری آن عزیز در سایت کلمه مجددا نشر شد، با خواندن آن، داستان های تلخ سی سال گذشته در جلو چشمانم مجسم شد و گویا جهان بزرگ و ایران عزیز را تیره و تار می دیدم گفتم:

خدایا! چقدر ظلم و ستم و بی عدالتی است که امروز فرزندان حقیقی انقلاب بیگانه معرفی می شوند! اگر حرمت شکنی و ساختار شکنی قرار است بنامیم باید خیانت سیاسی و اخلاقی کودتاگران را بنامیم که ساختار انقلاب پاک ملت ایران را درهم شکستند و حرمت دین و مذهب و اخلاق و بزرگواری ملت را به تاراج دادند.

خدایا چه شده است که امروز حکومت جور، فرزندان راستین انقلاب را دشمن اسلام و قرآن و ملت می نامد. مگر انقلاب از خانه همین ملت برنخواست که امروز مظلوم و گروگان و بیگانه و بی اختیارند؟!.

مگر انقلاب از بیت همین خمینی بر نخواست که امروز به خانه حسن خمینی حمله می شود؟!.

مگر انقلاب از خانه همین خاتمی بر نخواست که امروز به سخنرانی او حمله می شود؟!.

مگر انقلاب از اندیشه مطهری بر نخواست که امروز فرزند دلبندش مورد حملات ناجوانمردانه متحجران قرار می گیرد؟!.

مگر انقلاب از تفکر بهشتی نتراوید که امروز فرزند گرامی اش روانه سلول می گردد؟!.

مگر انقلاب از فکر بازرگان ندرخشید که امروز حزب و فرزند و خانواده اش نوکر بیگانه معرفی می شوند و همچنین طالقانی و شریعتی و دیگران.

آری انقلاب بزرگ ملت ایران غصب گردیده و ربوده شده و به مسلخ استبداد برده شده و اینکه در حال جان کندن است! کاش شاهد جان کندن و جان دادن انقلاب نبودیم و درخشش و شکوفایی آنرا جشن می گرفتیم.

کاش انقلاب بزرگ ایران فرصت می یافت که همه عاشقان و شیفتگانش را در آغوش می گرفت و بر همه سایه لطف و محبت  و وحدت و انسجام می افکند.

کاش انقلاب ما پاییز و زمستان هرگز نمی داشت و همیشه جوان بود و بهار و گل و شگوفه می گستراند.

کاش انقلاب بزرگ ملت ایران فرصت می کرد که نه تنها نسل دوم و سوم که نسل های بعدی خود را نیز در آغوش محبت می فشرد و تحقق عملی استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی فراگیر را برای همگان هدیه می کرد.

کاش آرزو های نسل اول انقلاب امروز محقق می شد و همگان شاهد رشد و شگوفایی کشور و ملت عزیز ایران می بودیم.

کاش انقلاب اسلامی ما حقیقتا اسلامی می بود و تفرقه افگنان و کینه پروران و دشمنان وحدت و انسجام ملت ایران را فرصت آن نمی رسید که آبروی اسلام و ایران و شیعه و سنی را در جهان به تاراج دهند!.

کاش فرصت می رسید فرزندان راستین اسلام خالص به جهانیان نشان می دادند که اسلام این چیزی نیست که امروز بوسیله هنر پیشگان غیر معتقد به اسلام عرضه می شود.

اسلام دین محبت و عطوفت و گذشت و بزرگواری است، شگفت انگیز است دینی که هر روز و  هر ساعت شاهد عشق خالصانه و روز افزون نخبگان به آن هستیم و هر روز شاهد روی آوردن و پذیرفتن علماء و دانشمندان و نخبگان فکری و اجتماعی جهان اعم از یهودی و مسیحی و بودایی و هندو و لادینی به این دین عظیم هستیم متأسفانه در ایران ما به بدترین الگوی منفی مبدل شده که مردم خود و فرزندان ملت خود را متنفر و منزجر می کند.

خدایا تو شاهد باش آنچه بوسیله این پاپ مدل های بدسلیقه و قلابی به نام اسلام عرضه می شود اسلام نیست و ما و تمام بندگان عاقل تو از این نمونه های بد و الگوهای منفی متنفریم.

به امید روزی که شاهد حضور اسلام خالص و حقیقی در سراسر جهان باشیم که برای همه انسانها رحمت و عطوفت و هدایت و سعادت باشد. آمین.

سه شنبه 15 دی 88

Advertisements
نوشته شده در مناسبتها. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • مجموعه تالیفات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات استاد

    مجموعه کتب ترجمه شده توسط استاد در یک فایل

    مجموعه ترجمه های استاد

    مجموعه مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه مقالات استاد

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: