به بهانه دلجوئی از شاعری گمنام

به نام خداوند جان آفرین / حكیم سخن در زبان آفرین

در جامعه بشری كه ما در آن زندگی می كنیم شگفتی های فراوان وجود دارد! یكی از   معروفترین وشایعترین این شگفتی ها این است كه قدر انسانهای بزرگ ونخبگان هنر آفرین را در حیات شان نمی دانیم و همواره سهرابگونه پس از مرگ رستم واویلا میكنیم!

شاید برای اثبات این مدعا نیازی به استدلال نباشد و شما خوانندگان عزیز البته با كمی توجه و حضور ذهن نمونه های فراوانی را بخاطر میآورید، این موضوع آنقدر گسترده و دامنه دار است كه تمام شؤون زندگی و بستر تاریخ را شامل میشود. كما اینكه طبیعت زیبا و سایر نعمت ها را نیز در بر می گیرد.

البته با رشد روز افزون دانش و بینش و امكانات مادی و سرعت تكنولوﮊی در صد این قدر نشناسی حد اقل از یك بعد كمتر شده اینك در حیات بعضی نخبگان از آنان تجلیل و ستایش و دلجویی و قدر شناسی بعمل میآید و توجه جامعه جوان ما به آنان به عنوان پدران دانش و فرهنگ و تجربه جلب میگردد.

اما متأسفانه هنوز بسیارند نخبگان و فرهیختگانی كه همچنان در عالم گمنامی بسر می برند شاید تواضع و عزت نفس و مناعت طبع بعضی از این انساتهای بزرگ انگیزه اصلی گمنام ماندن آنان باشد اما مسئولیت ما چی؟ ما چرا بگذاریم كه این دانش و تجربه ارزشمند بدون استفاده بماند و فردا تأسف بی فایده ابراز كنیم.

پس از این تمهید كوتاه اجازه دهید شما را با یكی از مهمترین چهره های فرهنگی عصر حاضر در افغان زمین آشنا كنم و آشنایان را ملامت و متوجه بار سنگین مسئولیت.

این چهره شاخص عرصه فرهنگ و ادب پارسی خیلی هم گمنام نیست شاید در بسیاری از كشور ها شاگردان و ارادتمندان و دوستدارانی داشته باشد، اما متأسفانه از چشم رسانه ها  پنهان مانده و شاگردان و ارادتمندان و دوستداران ایشان احتمالاً مثل بنده گرفتار مشاغل خودشان هستند و فرصت توجه به زندگی و آثار ادبی این عالم فرزانه و شاعر توانا را ندارند

نام معروف این شاعر چیره دست و عاشق ادب پارسی در میان دوستان و آشنایان مولوی نائل است و نائل لقب شعری وی نیز هست.

نائل روزگاری در زادگاهش بدخشان لعل خیز، نه تنها یك استاد توانای كتب معمول درسی (به اصطلاح منسوب به نظامیه بغداد) بوده كه یك شخصیت پرهیزگار، یك خطاط خوشنویس نستعلیق، و در عنفوان جوانی، یك ریش سفید معتمد مردم نیز بوده است.

یكی از بارزترین صفات مولوی نائل این بوده كه هیچگاه به هیچ درباری حضور نیافته و با وجود زمینه های فراوان و اصرار دوستان و ارادتمندان او هیچگاه قبول نكرده كه در مجلس یا استقبال هیچ حاكم كوچك و بزرگی حاضر شود!.

این طبع منیع و عزت نفس نائل با وجود نیازمندی های طبیعی زندگی و امكان دریافت هدایا در برابر هنر شعر زیبایش تا امروز كه هشتاد پنجمین بهار عمرش را سپری میكند همچنان ادامه دارد.    زهی شرف و سعادت.

نائل كه اینك در مدینه منوره در خانه یكی از دخنرانش تقریباً یكه و تنها زندگی میكند مجلس او در كلبه محقرش با شعر و ادب و سخن از شاعران و ادیبان و ذكر خاطره های گذشته همواره معطر و مزین پر رونق مینماید.

او بیش از هر شاعر دیگر  شیفته سعدی شیرازی است و از خواندن گلستان و بوستان سیر نمی شود، اما در عین حال با آثار استاد خلیلی،  ملك الشعرای بهار، صلاح الدین سلجوقی و غیره آشنایی كامل دارد.

نائل با ورود هر مهمان آشنا و نا آشنا كه به او سر می زند شدیداً به خود میبالد و از خوشحالی در پوست نمی گنجد و در عین حال از اینكه سرو كارش با بی نمك ها (كسانی كه به تعبیر او به شعر و ادب علاقه ای ندارند) افتاده قدری احساس دلتنگی نموده و گویا خودش را تنها می بیند علاوه از بزم شعر و محفل  ادب این  نوه های سرو نیم سرش هستند كه اكثراً به آنها دل گرم میكند و با شیطنت و شوخی بخشی از وقت نائل را پر میكنند و احیاناً از آنان شكایت هم دارد كه از اوراق اشعارش به عنوان اسباب بازی استفاده میكنند!.

آری غربت و تنهایی كه از نائل شاعر و خطاط و استاد و معتمد، یك پیر مرد گوشه نشین ساخته او را چنان در اتاق محقرش می فشارد كه تمام دارایی و اندوخته هایی كه تقریباً چند دفتر شعر (با خط خودش) است و توانسته آنرا از دستبرد دوستان قدر نشناس و نوادگان بازی گوشش نجات دهد را در صندوق كوچكی قفل زده و همچون خزانه ای گرانبها بر بالین خودش از آن حفاظت میكند.  حقیقت است كه گفته اند:

قدر زر زر گر شناسد قدر گوهر گوهری

اینك به عنوان یك دوستدار بی هنر و بی نمك عرصه شعر و ادب پارسی دو پیام دارم:

پیام اول: دلجویی از این شاعر توانا و هنرمند و استاد بزرگ و فرزانه كه بنا بر تقدیر خداوند متعال اگر چه در بهترین جای روی زمین و در سر زمین وحی و هجرت و جهاد و دعوت و شهر پیامبر بزرگوارمان صلی الله علیه و سلم و شهر صحابه افتخار آفرین ایشان رضوان الله علیهم أجمعین اما یكه و تنها و غریب زندگی میكند.

پیام من به ایشان این است كه ای عماد الدین نائل، ای صبر را حامل و شكر را نائل، ای فرزند استاد عصام الدین خامل، ای درویش توانگر و ای قناعت پیشه از سرمایه داران برتر! می دانم كه  از مدحت من خوشحال می نشوی، اما این را هم میدانم كه ملامتم می نكنی، چون میدانی كه منت را از تو امیدی جز یك ولای للهی نیست.

فقط از باب محبت و ارادت و درویش نوازی میگویم كه آنچه من در سیمای درخشان آن درویش والا شأن بدخشان خواندم و آنچه در  آن چشمان نورانی ات تفرس كردم و آنچه در آن جسم ضعیف و ریاضت كشیده ات تماشا كردم و آنچه در آن قامت متواضعت مطالعه كردم و آنچه در آن  اخلاق كریمانه ات هویدا دیدم همه را ترسیم كردن و به تصویر كشیدن كار من بی هنر و بی نمك نیست.

كاش زبان شاعرانه می داشتم و می توانستم آنگونه كه شایسته مقام استاد عمادالدین نائل است از او دلجویی كنم، كاش میدان باز و دست توانایی میداشتم كه از خامل زاده غریب و مسافر تقدیر بعمل میآوردم و به عنوان یك استاد فرزانه و شخصیت بر جسته و شاعر توانا به او مدال ادب دوستی و شعر آفرینی اهدا می كردم.

با اینكه او صابر و شاكر و بی نیاز است اما این حق اوست آنچه از زبان سعدی شیراز دوست و مونس نائل میتوانم به او هدیه كنم چهار بیت شعر سعدی شیرازی است  كه گویا خود نائل زمزمه میكند كه:

ای قنـاعـت تـوانـگـرم گــردان                كه ورای تـو هیـچ نعـمـت نیسـت

گنج صبـر اختیـار لـقـمـان است                 هر كه را صبر نیست حكمت نیست

من آن مـورم كه در پـایم بمالـند                نـه زنبـورم كـه از دسـتـم بنـالـنـد

كجـا خود شكر این نعمت گـذارم                كــه  زور  مـــردم آزاری نـــدارم

دقیق تر از این حال نائل چنین است كه:

به نان خشك قناعت كنم و جامه دلق      كه بار محنت خـود به كـه بار منت خلق

و اما پیام دوم: من اولاً به دوستان و شاگردان و ارادتمندان و ثانیاً به جامعه فرهنگی و هنری فارسی زبان افغان زمین! بویﮊه صاحبان رسانه ها و امكانات است كه اگر براستی عاشق و شیفته شعر و ادب پارسی اگر براستی  خلاقیت هنری و فرهنگی برای شما ارزش دارد اگر خزانه اشعار نائل و نائلهای دیگر به اندازه عتیقه ها و میراث فرهنگی گذشتگان برای شما ارزشمند است این پیر توانای گوشه نشین را امروز دریابید،  من بی هنر و بی امكانات و بی رسانه  كه معترفم كاری از دستم بر نمی آید افلاس خودم را اعلان میكنم شما نیز لطف یا اقدام كنید و یا در ملأ عام مثل من عجز و نا توانایی خود را اعلان كنید

البته من به نوبت خودم اعلان میكنم كه اگر محفل كوچكی به همت صاحبان فكر و اندیشه و امكانات و رسانه  جهت تقدیر و تشكر و دلجویی از استاد نائل بر گذار شود به اندازه توانم دوستان میتوانند روی من حساب كنند اما مقدمات و فراهم كردن زمینه مناسب آنهم در عالم هجرت در مدینه منوره از عهده این بنده ناچیز خارج است.

عبدالله حیدری

محرم 1430 هـ ق

Advertisements
نوشته شده در مناسبتها. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • مجموعه تالیفات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات استاد

    مجموعه کتب ترجمه شده توسط استاد در یک فایل

    مجموعه ترجمه های استاد

    مجموعه مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه مقالات استاد

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: