هر چیز خالی سر و صدای بیشتری دارد!

هرگاه قطاری عبور کند و صدای دلخراش واگنهای آنرا بشنوی بدان که خالی است. و هرگاه دیدی که تاجری کالای خودش را حراج می کند و مردم را دعوت به خرید می کند بدان که بازارش کساد است. پس هر چیز خالی و هر کس خالی سر و صدا و داد هوار زیادی دارد.

اما کسانی که با پشتکار فعالیت مفید می کنند در سکون و آرامش بسر می برند، زیرا آنها مشغول ساختن کاخهای مجد و عظمت و ترسیم و ساخت پیکر بنای موفقیت خود هستند، خوشۀ گندم پر، خاشع و آرام و سنگین و سرش پایین است اما خوشۀ خالی به علت پوچی و سبکی در گزند باد قرار دارد.

در میان مردم کسانی هستند که خالی و مفلس و پوچند، در مدرسه زندگی مردود شده اند، و در دائره شناخت و ابتکار و تولید شکست خورده اند لذا به خراب کردن کارنامه انسانهای موفق مشغولند! اینها مانند بچه نادانی هستند که تابلو زیبای یک نقاش را که جمال و زیبایی آن گویا و آشکار است را می گیرد و با خط خط کردن بچگانه اش زیبایی و شگفتی آنرا از بین می برد!.

این انسانهای کودن و تنبل و پست برنامه زندگیشان حرف مفت، برهان شان فریاد بیهوده، و دلیلشان هرزه سرایی است شایستگی هیچ لقب ارزشمند و وصف زیبایی را ندارند هر کدام شان را که بنگری نه ادیب است نه خطیب است نه نویسنده است نه مهندس است نه تاجر است نه یک کارمند موفق است نه در صف علمای صاحب نام است نه با نیکوکاران نیک کردار است نه جزو سخاوتمندان دست و دل باز است بلکه صفری است که در سمت چپ عدد قرار دارد!.

بدون هدف زندگی می کند، بدون برنامه ادامه می دهد، بدون همت به جلو می رود هیچ کار علمی ندارد که قابل نقد باشد، بلکه بر زمین نشسته است و آنکه بر زمین نشسته نمی افتد. هیچ ستایشی از او نمی شود زیرا خالی از فضائل است از او بد گویی هم نمی شود زیرا که حسود ندارد.

در کتب ادب آمده است که جوان گمنام و شکست خورده ای به پدرش گفت پدر! چرا مانند فلانی نه کسی از من ستایش می کند و نه بدگویی؟! علت چیست؟ پدرش گفت زیرا تو گاوی هستی در پوست انسان!.

انسان پوچ و بی هنر از خراب کردن کارها و دستاوردهای دیگران لذت می برد از به خاک مالیدن کرامت انسانهای موفق و پیشگام در زندگی احساس آرامش می کند زیرا که از رقابت با آنان ناتوان مانده لذا با به حاشیه راندن ابتکارات و دستاودرهای آنان خوشحال می شود!.

کسی که کار می کند و با نشاط و پشتکار غرق فعالیت و دقت و ظرافت تولید و دستاوردهای خود است وقت ندارد که قبر دیگران را باز کند و جنازه کسی را کالبد شکافی کند! او سرگرم ساختن کاخ مجد و عظمت و بافت لباس فضیلت برای خود و مکتب و ملت خود است.

درخت خرما همیشه سر سبز و بلند، میوه اش شیرین و سودش فراوان است لذا هرگاه انسان سفیه و نادانی به او سنگی بزند او در عوض خرمای شیرین به او هدیه می کند اما حنظل تلخ و منحوس و بی خیر نه میوه ای دارد و نه ارزش غذایی، نه ظاهری شاداب و نه میوه ای پر آب.

شمشیر با اینکه استخوان قطع می کند خاموش است اما طبل که خالی است فضایی را پر از غوغا می کند. ما باید خود را اصلاح کنیم و کارهایمان را به درستی انجام دهیم ما مسئول حسابرسی و نظارت بر افکار مردم و حکم بر عقاید درونی دیگران نیستیم. خداوندی که همه اسرار آشکار و پنهان بندگانش را می داند از آنها حساب می گیرد.

اگر ما عقل و شعور کافی داشته باشیم نباید وقت اضافه بیاوریم که کفن مرده پاره کنیم و استخوان این و آن را بشکنیم! این انسانهای پست هستند که همانند مگسی بر روی زخم به دنبال عیوب دیگران میگردند، کسانی که در زندگی هدفمند و خیرخواه هستند کارهای ارزشمند شان آنها را از پرداختن به امور بی ارزش دیگران مشغول می دارد.

اینگونه انسانها مانند زنبور عسل هستند که یگانه مشغله پسندیده شان نوازش گل و ارتزاق از گل و تولید عسل شیرین از گل است که در آن نفع و شفا برای مردم است. اسبهای تیزرو در هنگام مسابقه به تشویق مردم توجه نمی کنند زیرا اگر مشغول گوش فرا دادن و توجه به تشویق مردم بشوند عقب می افتند و مسابقه را می بازند.

شما عمل کنید و تلاش نمایید، و هر کار را به درستی انجام دهید، وهرگز به انسانهای حوصله شکن و حسود و خالی و پوچ توجه نکنید. پشه ای بر روی درخت خرمایی نشست وقتی خواست بپرد به درخت خرما گفت خود را نگه دار که دارم میپرم! درخت خرما به پشه گفت من اصلا وقت آمدنت را نفهمیدم حالا وقت پریدنت را چگونه خواهم فهمید؟!.

وقتی تریلیهای بزرگ حامل آهن و تیر آهن و صخره های بزرگ عبور می کنند می بینید تابلو قرمز احتیاط و خطر و نزدیک شدن ممنوع و احیانا پارچه های قرمز شاخص از دور نمایان است لذا تاکسی و موتور و دوچرخه با احتیاط خود را دور می گیرند و زبان حالشان می گوید: (لا یحطمنکم سلیمان و جنوده، و هم لا یشعرون). شیر مردار نمی خورد، و پلنگ به زن حمله نمی کند، زیرا عزت نفس و کمال همتش مانع این امر است ولی سوسک و جعل[1] کار و ابتکارشان درمیان آشغال و زباله است.

نویسنده دکتر عائض القرنی مترجم عبدالله حیدری.

(برگرفته از روزنامه عربی الشرق الأوسط تاریخ 3 نوامبر 2009 شماره 11298)

Advertisements
نوشته شده در ترجمه. Leave a Comment »

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

  • مجموعه تالیفات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات استاد

    مجموعه کتب ترجمه شده توسط استاد در یک فایل

    مجموعه ترجمه های استاد

    مجموعه مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه مقالات استاد

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات استاد در یک فایل

    مجموعه تالیفات و ترجمه ها و مقالات

  • %d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: